عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )
118
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )
روى داد نشان داد كه نتيجهء اين افراط و آن تفريط يكسان بود . رجال مذهبى ، در جمود فكرى و محدود ساختن عقل و آزادى علمى و انكار بديهيات غلو كرده بودند . دستهء متقابل نيز بر عكس منكر دين شدند . هنگامى كه دانشمندان از تسلط رجال مذهبى آزاد گرديدند معتقد شدند كه عقل انديشمند و بحث دقيق و اطلاعات وسيعشان ، همهء مجهولات جهان هستى را كشف خواهد كرد . هر چه آنان به آن رسيدند حق است و آنچه كه آنان آن را نفى كنند باطل است . تا آنجا در اين روش پيش رفتند كه برخى از دانشمندان معتقد شدند كه آنان براى شناختن صانع جهان و معمار هستى از ديگران شايستهترند . روشى كه بايد بر اساس آن ، نظريات دانشمندان طبيعى را در مورد زندگى و اصل انسان تفسير كرد . در ميان كشاكشى كه بين رجال مذهبى و دانشمندان طبيعى درگرفت و خصومتى كه در ميان آنان جريان داشت بايد انگيزههاى افراطى دانشمندان طبيعى را در مورد پيدا شدن جهان هستى و اصل انسان مورد مطالعه قرار داد . دانشمندان طبيعى نظريههاى خود را بر اساس توهم و خيال گذاشتهاند كه به دلايل عقلى و علمى مستند نيست بيشتر به داستان شباهت دارد . آنان ، از اين مقدمات مىخواهند نتيجه بگيرند كه جهان هستى و انسان ، آفرينندهاى ندارد و مذاهب ، همه باطل است و باعث بىحس كردن مردم ، و مايه تسلط رجال مذهب . كيفيت فساد و نظريهء دانشمندان علوم طبيعى را از زمان نخستين فيلسوف طبيعى تاكنون ، به زودى بيان خواهيم كرد .